غَرقّ در تنهآیــ یا دّر شآدیـــ یا دّر بّدبختی

خواهش میکنم مطالب طولانی را تا اخر بخوانید

پسر دختر زیبایی را در خیابان دید. از اون دختر خوشش اومد و شیفته اش شد،با هم تو خیابون قدم میزدند که یهو یه بنز گرون قیمت جلوشون ترمز زد دختر نگاهی به اون پسر کرد و گفت من همیشه نمیتونم پیاده راه بیام سوار ماشین شد.

حدس بزن بعدش چی شد؟؟

برو پایین نوشتم!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

راننده بهش گفت خانوم

محترم پیاده شید من راننده این اقا

 

 

هستم!!

| ۱۳٩٢/۳/۱٦ | ٥:٢٤ ‎ب.ظ | نظرات () |

Design By : shotSkin.com