غَرقّ در تنهآیــ یا دّر شآدیـــ یا دّر بّدبختی

خواهش میکنم مطالب طولانی را تا اخر بخوانید

ای کاشکی همه دنیا مثل ادم های این پایین بودند 

بخون و آتش بگیربرو تو ادامه مطلب تا دنیای زیبا را ببینی و اتش بگیری از...

 

 

دختری که بی چاره بود ولی تن به تن فروشی نداد!

 

به خودش میگه چرا تن فروشی ؟

 

زیر هر سنگی که هستی چه سنگین چه بزرگ از زیرش نمیتونی فرار کنی چون روی تو میمونه ولی تو فقط جلو عقبش میکنی اما با یکم فکر می تونی سنگ را از بالا سرت برداری به کنار بندازیش!

 

تن فروشی =زندگی بی آبرو

 

 

 

 

 

 

دخترک برگشت ...

 

 

 

چه بزرگ شده بود ...

 

 

 

پرسیدم پس کبریت هایت کو؟

 

 

 

پوزخندی زد...

 

 

 

گونه اش آتش بود سرخ زرد و ...

 

 

 

گفتم : می خوام امشب با کبریت های تو این سرزمین را به آتش بکشم!!

 

 

 

دخترک نگاهی انداخت ... تنم لرزید...

 

 

 

گفت: کبریت هایم را نخریدند ... سالهاست تن می فروشم ... می خری؟!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





| ۱۳٩٢/۱/۱٦ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | نظرات () |

Design By : shotSkin.com